العلامة المجلسي

833

حياة القلوب ( فارسي )

بگوئيد . پس عتبه وشيبه وأبو سفيان گفتند : أو را از بلاد خود بيرون مىكنيم ومشغول عبادت خدايان خود مىشويم - وبه روايت ديگر گفتند : شتر چموشى مىگيريم ومحمد را بر آن مىبنديم وآن شتر را به نيزه مىزنيم تا أو را در اين كوهها پاره پاره كند « 1 » - شيطان گفت : اين رأى از آنها خبيث‌تر است ، اگر أو زنده بيرون رود از همه كس خوش‌روتر وخوش خوش‌زبان‌تر است وبه حلاوت لسان وفصاحت بيان خود جميع قبايل عرب را فريفته مىكند ولشكرها از پياده وسواره بر سر شما مىآورد كه تاب مقاومت آنها نداشته باشيد وشما را مستأصل مىكند . پس ايشان حيران شدند وبه شيطان گفتند كه : اى شيخ ! تو را در اين باب چه به خاطر مىرسد ؟ گفت : رأى من آن است كه از هر قبيله‌اى از قبايل قريش وساير قبايل عرب هر كه با شما موافقت كند يك كسى يا زيادة بگيريد ويك نفر از بني هاشم را نيز با خود متفق گردانيد وهمه حربه برداريد وبر سر أو برويد وبه يك‌دفعه بر أو بزنيد كه خون أو پهن شود در قبيله‌هاى قريش ونتوانند بني هاشم كه طلب خون أو كنند زيرا كه با همهء قبايل برابرى نمىتوانند كرد واگر دية از شما بطلبند سه دية بدهيد ، ايشان گفتند : ما ده دية مىدهيم ؛ وگفتند : رأى صواب آن است كه شيخ نجدى گفت . وبه روايت شيخ طوسي اين رأى را أبو جهل گفت وشيطان پسنديد . وعلى اىّ حال بر اين رأى قرار دادند وبيرون آمدند واز بني هاشم أبو لهب را با خود متفق كردند پس حق تعالى اين آية را فرستاد وحضرت را بر تدبير ايشان مطّلع گردانيد وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ « 2 » « وياد كن آن را كه مكر كردند به تو آنان كه كافر شدند تا حبس كنند تو را يا بكشند تو را به شمشيرهاى قبايل يا بيرون كنند تو را از مكة ، وايشان مكر مىكنند وجزا مىدهد خدا

--> ( 1 ) . اين روايت مطابق آنچه در امالى شيخ طوسي ومناقب ابن شهرآشوب مىباشد . ( 2 ) . سورهء انفال : 30 .